خاطره ای از آیت الله محمدعلی قاضی طباطبایی

به مناسبت١٠ آبان ١٣۵٨ شهادت اولین شهید محراب ، آیت الله محمدعلی قاضی طباطبایی

او هنگامی که در مقابل مامورین ستمگر ساواک قرار می گرفت، هیچ گاه از خود ضعف و زبونی نشان نمی داد، بلکه با روحیه ای مقاوم با آنان برخورد می کرد .

هنگامی که آیتاللهقاضی رحمه الله در بافت کرمان در تبعید به سر می برد، یک مامور ساواک هر روز جهت حضور و غیاب تبعیدی به محل سکونت او سر می کشید . مامور ساواک طبق تعلیماتی که از طرف سازمان به او داده بودند، با گستاخی تمام به جای وارد شدن از در اتاق، با کفش از پنجره به وسط اتاق می پرید و با حالت غرور و خودخواهی با صدای خشن و ناهنجار خود دستور می داد: زود باش امضاء کن! . . . .

چند روزی بدین ترتیب گذشت و آیتاللهقاضی رحمه الله چند بار به ایشان تذکر دادند که ادب را رعایت کند، ولی آن بی ادب مغرور به تذکرات سودمند آن عالم روشن ضمیر توجهی نکرد و دست از کار بی شرمانه خود برنداشت تا اینکه روزی هنگامی که مرد ساواکی با همان شیوه همیشگی به وسط اتاق پرید، آیتاللهقاضی رحمه الله بلافاصله یکی از کتاب های سنگین و ضخیم خود را برداشته و محکم به گردن مامور کوبید و فریاد زد: بی ادب! مگر نگفتم مؤدب باش ! . . . .

آن فرد مغرور با زبونی و ترس تمام از اتاق بیرون رفت و دیگر آن عمل خود را تکرار نکرد .

منبع:قاضی طباطبایی، ص 75 .

جهت آشنایی بیشتر با این عالم ربانی کلیک کنید

/ 0 نظر / 47 بازدید